حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

295

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

فروشندگانى بيش نيستند كه گياهان را گردآورى مىكنند و به مردم مىفروشند نه اينكه اينان واقعا صاحبان حكومت و عقايد خاصى بوده باشند ؟ ! من اين نظريه را با يكى از دوستان ايرانيم در ميان گذاشتم و او گفت كه چنين چيزى را در كتابى مربوط به نزاريان خوانده است و به من قول داد كه اين كتاب را در كتابخانه‌اش بيابد و به من بدهد ؛ و اين كار را كرد كه ديدم اين كتاب اثر نويسنده‌اى اروپايى است به نام پل آمير كه به زبان فارسى ترجمه شده است و نامى بر آن نهاده است كه معادل عربى آن « سيد الموت » مىشود و در اين كتاب بخشى وجود دارد كه درست همان مطلبى را بيان مىكند كه ما در اينجا در ارتباط با مقصود از لقب حشائشى كه به نزاريان نسبت داده‌اند ، بيان كرديم . اين دوست ، ترجمه كتاب پل آمير را به من داد و خلاصه مطلبى كه در اين زمينه نوشته است اين است : مراد كسانى كه اين نسبت را به نزاريان داده‌اند ، صفتى بوده است كه در آن زمانها بر كسانى اطلاق مىشده كه در كار گردآورى گياهانى بوده‌اند كه يا خودشان و يا عرقشان مصرف دارويى داشته است . نزاريان در شكل گسترده‌اى در اين زمينه فعاليت داشته‌اند . آنها در دامنهء كوهستانها داراى روستاها و دهكده‌ها و مزارعى بوده‌اند كه علاوه بر خودشان ، حتى زنان و فرزندانشان براى گردآورى گياهان دارويى درون آنها مىرفته‌اند . آنها به‌طور وسيع اين نوع گياهان را كشت مىكرده‌اند و به آنچه طبيعت براى آنها مىرويانده است اكتفا نكرده حتى در باغچه‌هاى منازلشان نيز از كشت آنها دريغ نمىكرده‌اند . آنها اين گياهان را به اشخاص معينى كه با خداوند الموت [ حسن صباح ] در ارتباط بوده‌اند ، مىفروخته‌اند و از آنجا به شهرهاى مختلف صادر مىشده است . پل آمير از محمود سجستانى به‌عنوان يكى از نمايندگان خداوند الموت